عاشقانه ^^^اس ام اس^^^عکس توپ
ممنون از اين همه پيام تبريك بدجوري شوكه شدم. جاتون خالي واسه مسابقات بين المللي اختر-فيزيك به تهران رفتم و گل كاشتم .بدجوري از خودم نااميد بودم ولي از خدا شاكرم كه بهم اميد داده و بهم فهمونده توانايي زيادي دارم اميدوارم بتونم در كنكور هم گل بكارم شلوغش نكنيد امضا نميدما. آقا هادی فعلا باید وقت قبلی داشته باشی همینطوری نمیشه راز موفقیت فهمید میتونی با دوست بارونی هماهنگ کنی تولده (اشک برفی بگو) دیگه؟؟علی نشنیدم؟.................... تولد خودم و وبلاگم به سلامتی وبلاگم۴ ساله شده منم ۱۹ ساله اخ که پارسال عجب روزی بود امروز الهی کنکور منقرض بشه که زندگیم سیاه کرده حالا فهمیدین چقدر بیحاله این وبلاگ بخاطر این کنکور چلمن که شب و روز برام نگذاشته. از قدیم گفتن به هرچی خیلی فکر کنی خط و نشون بکشی گیرت میاد نگید چقدر این دختره ناشکره.....بد میگم تا دولتی گیرم بیاد اره عزیزم فدات شم برهنه اين نرمي را حس كنم معرفتي كه قبل از آن احساسي نباشد براي من بيهوده است پسري يه دختري رو خيلي دوست داشت که توي يه سي دی فروشي کار ميکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هيچي نگفت. هر روز به اون فروشگاه ميرفت و يک سي دي مي خريد فقط بخاطر صحبت کردن با اون... بعد از يک ماه پسرک مرد... وقتي دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد... دخترک ديد که تمامي سي دي ها باز نشده... دخترک گريه کرد و گريه کرد تا مرد... ميدوني چرا گريه ميکرد؟ چون تمام نامه هاي عاشقانه اش رو توي جعبه سي دي ميگذاشت و به پسرک ميداد شاید اون جوری که باید ،قدرتو من ندونستم دم هرچي رفيقه گرم، انسان هم ميتونه دايره باشه هم يه خط راست. تو مي خواي چي كار كني؟ …تا ابد دور خودت بچرخي يا تا بي نهايت ادامه بدي؟ قلب ،سرزمين عجيبي است زيرا هم زادگاه عشق است ، هم آرامگاه عشق مهرباني را وقتي ديدم که کودکي خورشيد را در دفتر نقاشي هايش سياه کشيد تا پدر کارگرش زير نور آفتاب نسوزد مزاياي شير خانم ها :1- استفاده براي تمام سنين ،2-بسته بندي جذاب 3-دسترسي آسان، 4-بدون تاريخ انقضاء، 5- يكي بخر دو تا ببر اشتباهي که همه عمر پشيمانم کرد / اعتمادي بود که بر هر کس من ميکردم خانوم شماره کفشمو بدم|؟؟؟ نازتو بخورم شب شام نخور خانوم شما 2تا سه قلویید؟؟؟ این روزها همه به من شماره میدن شما چطور؟؟ خانوم جیگرتو واسم بلوتوث میکنی؟ ببخشید شما چقدر شبیه دوست دختر آینده من هستید؟؟ هندونه بیار قاچ کنم لباتوبیار ماچ کنم نام : غم شهرت : سرگردان زادگاه : ویرانه تاریخ تولد : دوران غم شماره شناسنامه : نامفهوم مدت محکومیت : حبس ابد نام پدر : رنج نام مادر : درد نام پدربزرگ : درویش تنها نام مادربزرگ : سلطان غم چراغم : شمع سقفم : اسمان مونسم : شب کارم : حسرت یادم : انتظار دردم : فراغ فریادم : سکوت ارزویم : تو زندگیم : فقط تو امیدم : فقط تو ادرس : خیابان غمستان میدان تنهایی چهارراه بدبختی – خیابان رنج – کوچه (عشق تو ) ... بلی فهمیدم این کیه !!! عاشـــــــقی را شرط اول ناله و فریاد نیست خواب رؤیای فراموشیهاست درخت انار عاشق شد. عاشق شد و گل داد. سرخ سرخ. گل ها انار شدند. داغ داغ. هر اناری هزار تا دانه داشت. دانه ها عاشق بودند. دانه ها توی انار جا نمی شدند. انار کوچک بود. دانه ها ترکیدند. انار ترک برداشت. خون انار روی دست لیلی چکید. لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید. مجنون به لیلی اش رسید. زندگي بدون عشق بي معني است و خوبي بدون عشق غير ممکن عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلند تر خواهد بود عشق آن است که همه خواسته ها را براي او آرزو کني عشق گلي است که دو باغبان آن را مي پرورانند عشق گلي است که در زمين اعتماد مي رويد عشق يعني ترس از دست دادن تو پاسخ عشق است سوال هر چه که باشد وقتي هيچ چيز جز عشق نداشته باشيد آن وقت خواهيد فهميد که عشق براي همه چيز کافيست زماني که همه چيز افتاده است عشق آن چيزي است که بر پا مي ماند عشق مثل هوايي است که استشمام مي کنيم آن را نمي بينيم اما هميشه احساس و مصرفش مي کنيم و بدون ان خواهيم مرد دفتر عشـــق كه بسته شـد مگر وعده بر ماندنت نبود...؟بر نوشتنت... امشب همه ی اینجا عطر تو را دارد و داشت... نمخواهی باور کنی...نه؟ بیا و بگیر و برو... اگر می خواهی برو...فقط بیا وبگو خداحافظ...من لایق این نیستم؟ بیا و بگو...کوچولو خدانگهدار... ببین...گریه امانم را برید...ببین...من می دانم می آیی... می دانم سطر به سطر مرا می خوانی... چه گونه اصرار دلم و التماس نگاهم را نمی بینی... ببین...نفس هایم هم اضافه اند... ببین...هق هقم همه را دیوانه کرد... بیا عزیزکم...بیا ... بیا و یک ثانیه باش و دوباره برو... بیا...نمی گویم عاشق باش...نمی گویم در آغوشم بگیر... بیا و مرا از این تردید دلم رها کن... بیا من خرابم...بیا...بیا...من در ترک مداوم خودم غرقم... بیا...بیا و فقط گاهی همین جا بنویس... بیا...به خدا انصاف نیست... بیا...بیا...عشقم نباش...دوستم باش... بیا...من تورا تنها نگذاشتم...بیا... ببین...من به تو محتاجم...به تو مبتلاام...ناچارم...دچارم... بیا...تو را در همین حوالی حس می کنم... بیا...بیا...زانوهایم شکست...بیا... قول می دهم...تو بیا... دلم شکست...بیا... التماست میکنم...بیا... فقط چند خط... من قول می دهم بارانی باشم اما طوفانی هرگز... ای آنکه زنده از نفس توست جان
من
آن دم که با
توام، پُِرم از شعر و از شراب آن دم که با
توام، سبکم مثل ابرها بنگر طلوع
خندهی خورشید بر لبم با تو سخن ز
مهر تو گفتن چه حاجت است؟ بايد آهسته نوشت ، با دل خسته نوشت ، با لب بسته
نوشت... گرم و پررنگ نوشت... روي هر سنگ نوشت تا بخوانند همه كه اگر عشق نباشد دل
نيست...!!! از فردایی هراسانم که برای من مبهوت نیست... نمی خواهم اما می دانم..... چه کسی از دل سیاه من خبر دارد تو بر اینکه مرا درک می کنی پا فشاری در حالی که فقط به صورت آرام من می نگری و می اندیشی و حدس می زنی که ... درحالی که ترس فردایی سراسر تاریک ٬بدنم را به لرزه در می آورد من از پس حال بر می آیم پس٬ آینده را چه کنم؟! در حسرت گذشته نیستم .... چشمانم می بیند و لب هایم چیزی برای گفتن ندارند وقتی........ فردایی ندارم.....![]()
![]()
..............![]()
اگه گفتین تولد کیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
![]()
![]()
(گرچه بهداشتی نیست)
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
![]()
![]()
![]()
حرفایی بود توی قلبم ، من نگفتم، نتونستم
تو رو دیدم مثله آیینه، توی تنهایی شکستی
من کلامی نمیگفتم که برام زندگی هستی
نمیدونستی که چون گل توی قلب من شکفتی
چشم تو پر ار گلایه،اما هرگز نمیگفتی
کمر هرچي نا رفيقه خم،
روي هرچي بي مرامه کم،
براي دشمنات آرزوي زلزله بم
زير چشم دشمنات نم،
ايشالا نبيني غم . . .
مگرمي شود با سنگ انداختن هاي پياپي در آب ، ماه را از حافظه آب گرفت؟
نه
دوستت ندارم
اما هنگامی که نیستی
غمگینم
و به آسمان آبی بالای سرت
و اخترانی که تو را میبینند
رشک می برم
تو را دوست ندارم
اما نمیدانم چرا
آنچه میکنی در نظرم بی همتا جلوه میکند
وبارها در تنهایی از خود پرسیده ام
چرا آنهایی که دوستشان دارم
بیشتر شبیه تو نیستند
تو را دوست ندارم
اما هنگامی که نیستی
از هر صدایی بیزارم
حتی اگر صدای آنانی باشد که دوستشان دارم
زیرا صدای آنها
طنین آهنگین صدایت را در گوشم میشکنند
تو را دوست ندارم
اما چشمان گویایت
با آن آبی عمیق و درخشان
بیش از هر چشم دیگری بین من و آسمان آبی قرار میگیرد
آه میدانم که دوستت ندارم
اما افسوس دیگران دل ساده ام را
کمتر باور دارند
و چه بسا به هنگام گذر
میبینم که بر من میخندند
زیرا آشکارا مینگرند
نگاهم به دنبال توست![]()

غــــــــــــــــــم کشيدن صنعت نقاش نيست
زیر این چرخ کبود
توی یک صحرای دور
یک برج پیر و کهنه بود
یه روزی زیر هجوم وحشی بارون و باد
از افق کبوتری تا برج کهنه پر گشود
برج ِ تنها سرپناه خستگیش شد
مهربونیش مرهم شکستگیش شد
اما این حادثه ی برج و کبوتر
قصه ی فاجعه ی دلبستگی شد
اول قصه مون رو تو می دونی، تو می دونستی
من نمی تونم برم، تو می تونی، تو می دونستی
باد و بارون که تموم شد
اون پرنده پر کشید
التماس و اشتیاق رو ته چشم برج ندید
عمر بارون عمر خوشبختی ِ برج کهنه بود
بعد اون حتی تو خواب هم اون پرنده رو ندید
ای پرنده ی من
ای مسافر من
من همون پوسیده ی تنهانشینم
هجرت تو هرچی بود معراج تو بود
اما من اسیر مرداب زمینم
راز پرواز رو فقط تو می دونی، تو می دونستی
من نمی تونم برم، تو می دونی، تو می دونستم
آخر قصه مون رو تو می دونی، تو می دونستی
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خواب را دریابيم
که در آن دولت خاموشیهاست
من شکوفایی گلهای امیدم را در رؤیاها می بینم
و ندایی که به من می گوید :
”گر چه شب تاریک است
دل قوی دار ، سحر نزدیک است “
دل من در دل شب
خواب پروانه شدن می بیند
مهر در صبحدمان داس به دست
خرمن خواب مرا می چیند
آسمانها آبی
پر مرغان صداقت آبی ست
دیده در آینه ی صبح تو را می بیند
از گریبان تو صبح صادق
می گشاید پر و بال
تو گل سرخ منی
تو گل یاسمنی
تو چنان شبنم پاک سحری
نه
از آن پاکتری
تو بهاری ؟
نه
بهاران از توست
از تو می گیرد وام
هر بهار اینهمه زیبایی را
هوس باغ و بهارانم نیست
ای بهین باغ و بهارانم تو
سبزی چشم تو
دریای خیال
پلک بگشا که به چشمان تو دریابم باز
مزرع سبز تمنایم را
ای تو چشمانت سبز
در من این سبزی هذیان از توست
زندگی از تو و
مرگم از توست
سیل سیال نگاه سبزت
همه بنیان وجودم را ویرانه کنان می کاود
من به چشمان خیال انگیزت معتادم
و دراین راه تباه
عاقبت هستی خود را دادم
آه سرگشتگی ام در پی آن گوهر مقصود چرا
در پی گمشده ی خود به کجا بشتابم ؟![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
love is
wide ocean that joins two shores
life whithout love is none sense and goodness without love is impossible
love is something silent , but it can be louder than anything when it talks
love is when you find yourself spending every wish on him
love is flower that is made to bloom by two gardeners
love is like a flower which blossoms whit trust
love is afraid of losing you
no matter what the question is love is the answer
when you have nothing left but love than for the first time you become aware that love is enough
love is the one thing that still stands when all else has fallen
love is like the air we breathe it may not always be seen, but it is always felt and used and we will die without it
ديـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم
خونم حـلال ولـی بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
به پايه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونيكه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد جوری تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
برای فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا بايد فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
غــرور لعنتی ميگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازي عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از تــــو گــــله نميكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
از دســـت قــــلبم شاكيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــــراغ ره تـاريكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيم
دوسـت ندارم چشمای مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب ميشه تصميم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه
بزن تير خــــــــــــــــــلاص رو
ازاون كه عاشقــــت بود
بشنواين التماسرو
آن دم که با توام، همه عالم ازان من
میریزد آبشار غزل از زبان من
سیمرغ کی رسد به بلندآسمان من
زان روشنی که کاشتی ای باغبان من!
خود خواندهای به گوش من این، مهربان
من
| :قالبساز: :بهاربیست: |








